
رد ميسور بر اباطيل شيخ آل عصفور
اینکه مخالفین قمه زدن هیچ دلیلی برای ادعاهای خود ندارند بر کسی پوشیده نیست. به همین علت است که همواره به دروغ و افترا متوسل میشوند. لذا همه ساله میبینیم مدلهای جدیدی از ادله تحریم! از جیوب اعداء شعائر بیرون می آید، و یکی از یکی واهی تر و واهن تر است، أوهن من بیت العنکبوت.
این جانب اکثریت قریب به اتفاق ردود مخالفین را بر این شعیره مقدسه خوانده ام، اما اعتراف میکنم هنگامی که مصاحبه شیخ آل عصفور را با جریده الایام دیدم خیلی تعجب کردم. چرا که مطالبی میگفت که تا الان مخالفین قمه زنی نیز عنوانش نکرده بودند، بلکه این مطالب انقدر بی ارزش و ساده و مزخرف بود که عوام نیز چنین اشتباهاتی مرتکب نشده و چنین حرفهای بی سر و تهی که زن بچه مرده را به خنده می اندازد نمیزنند، چه برسد به شخصی که معمم باشد و در حوزه درس خوانده باشد.
دو مصاحبه ایشان را با الایام که در سایتشان نیز موجود است خواندم، اکثر بخش های آن صرف نظر ازینکه ارزش خواندن را نداشت رد بر آن از عهده یک کودک هم بر می آبد، امابرخی از بخش های آن ممکن است برای برخی از مؤمنین شبهه انگیز باشد، لذا تصمیم گرفتم بر برخی اقاویل ایشان در این دو مصاحبه ردی بنویسم، و مطلبی که میخوانید رد مختصری است بر گفته های این مرجع تقلید بزرگوار!!!
شیخ میگوید:
نص شرعی دلالت صریح بر حرمت کندن مو و خراش و کندن پوست و.... ولو بر عزیزترین عزیزان از فرزند و پدر و همسر و.... دارد، و هیچ یک از فقها ازین مسأله عزاداری بر مصائب اهل بیت را استثنا نکرده اند لذا عمومیت حکم فهمیده میشود.
شکی نیست که مصادیق
ذکر شده همه از مصادیق بارز جزع
بر مصیبت
میباشند که شرعاً مذموم است و روایات زیادی نیز در این خصوص وارد شده است
که از
آن جمله
روایات همین است که شیخ نقل کرده اند. اما مسأله در خصوص اهل بیت
علیهم السلام
مطابق فرمایش خودشان استثنا پذیرفته است، چنانچه در روایات
آمده
است، اما اینکه کسی بگوید هیچ یک از فقها عزا را ازین امر استثنا
نکرده اند در
بهترین حالات دلالت بر بی اطلاعی قائل دارد، جهت اطلاع خوانندگان
عزیز فرمایش سید
خوئی را که در این زمینه صراحت کافی نیز دارد ذکر میکنیم:
اصحاب از حرمت اين امور انجام آنها را در حق ائمه و حسين بن علي عليه السلام استثنا نموده اند. ( التنقيح في شرح العروة الوثقي، ج9 ص231 )
لازم به ذکر است که مرحوم خوئی روایت فاطمیات را ضعیف السند میدانند، اگرچه انجام این امور را در ادامه سخنشان برای امام حسین علیه السلام جایز شمرده اند، و هدف ما از نقل کلام ایشان فرمایشان در خصوص رأی اصحاب درباره استثنای حرمت این امور درباره اهل بیت است. چرا که شیخ گمان میکرده که کسی اینطور نظر نداده است!
ضمن اینکه مرحوم صاحب جواهر نیز در جواهر در خصوص استثنای حرمت برخی ازین امور درباره امام حسین علیه السلام صحبت کرده اند.
و از همه اینها مهمتر روایتی است که میفرماید: کل جزع والبکاء مکروه سوی الجزع علی الحسین.
و روشن است که جزع امری است که مصادیق مختلف به اختلاف افراد و تشخیصشان دارد، و هر جزعی مذموم است شرعاً الا بر امام حسین علیه السلام ففیه مأجور.
شیخ میگوید:
اینکه گفته میشود حضرت زینب سلام الله علیها سرشان را به محمل کوبیدند و خون جاری شد کلام مردودی است چرا که در تاریخ ثابت شده است که امام حسین در شب عاشورا آن چیز که فردایش واقع میشد را برای ایشان گفته و ایشان را با خبر کرده و ایشان را به صبر سفارش نمودند.
مسلم است که وصیت حضرت
محدود و مقید به ظرف خاصی بوده است،چنانچه
در خود برخي
ازين روایات نیز این ظرف محدود ذکر شده است،کما اینکه حضرت میفرمایند اذا انا
قتلت و
نمیفرمایند بعد از قتل من!شاهد بر این مساله اینکه حضرت زینب سلام الله و
صلواته علیها
در همان کربلا نیز بعد از شهادت برادرشان هنگامی که از کربلا برده
میشدند جزع
کردند،یا در مجلس یزید شق جیب نمودند که مصداقی از جزع است،لذا یا باید
بگوییم ایشان
فرمان برادرشان را العیاذبالله زیر پا گذاشته اند که این محال است،یا
اینکه معترف
شویم که وصیت حضرت محدود به زمان خاصی بوده که بعد از آن زمان حکم به
وضع اولی خودش
باز میگردد.
شاهد دیگر
اینکه جزع بر امام حسین علیه السلام مستحب
است و مطابق
روایت در آن اجر و ثواب است،و جزع ضد صبر است،و و در علم اصول آمده است كه امر به
چیزی مقتضی نهی از ضد ان است،و ما امر به جزع بر اباعبدالله شده ایم و
بلکه جزع بر
ایشان سنت اهل بیت علیهم السلام بوده است،و این با امر به صبر جمع
نمیشود الا
اینکه امر به صبر مربوط و مقید به شرایط خاصی باشد که همینطور هم هست
کما مر.
چنانچه حضرت
سجاد نیز شدیدادر فراق پدر بزرگوارشان جزع کردند تا جایی که
به فرموده
خودشان نزدیک بود جانشان از بدن مبارک بیرون برود....فکادت نفسی ان
تخرج....
شیخ میگوید:
اینکه گفته میشود فقهای قدیم و جدید باستحباب قمه زنی فتوا داده اند ما هیچ خبر و اثری ازین مساله را تا قبل از هشتاد سال قبل در بحرین و غیر بحرین ندیدیم.
از ایشان درخواست
میکنیم سایت تطبیر را به دقت
ملاحظه کنند،و
در مطلبی که در خصوص تطبیر در بیوت علما نقل کرده ایم(و بسیاری از
ایشان مربوط به
بیش از صد سال قبل هستند)دقت نمایند،تا متوجه خطاء خود
بشوند.
شیخ میگوید:
اینکه گفته میشود قمه زدن از تعظیم شعائر است وجهی ندارد و قول به اینکه از مظاهر مودت اهل بیت است نیز ثابت نیست.
در اینکه تعظیم شعائر
حسینی مستحب است کسی شکی
ندارد،برخی
ازین شعائر منصوص هستند که در دین مشخص شده اند،و برخی دیگر منصوص
نیستند و هر
عملی که فی نفسه ایرادی نداشته باشد اگر معنون به عنوان شعائر گردد حکم
تعظیم شعائر را
خواهد داشت و عمومات استحباب تعظیم شعائر شاملش میشود،از شیخ و من
حذا حذوه
خواهشمندیم به سایت مراجعه کرده و به فتوای ایه الله العظمی فیاض در خصوص
ثواب قمه زدن
دقت کنند تا پاسخ کامل را دریافت نمایند.
اما اینکه شیخ
قمه زدن را
مصداق مودت اهل بیت یا تعظیم شعائر نمیداند به خودش مربوط است،و حق
ندارد در تشخیص
موضوع دیگران دخالت کرده و نظر خویش را بدیشان تحمیل نماید.
شیخ میگوید:
استناد به قول معصوم علیه السلام که فرمود رحم الله من احیا امرنا مراد از ان اموختن علوم ائمه اهل بیت و تعلیمش به مردم است کما اینکه باقی خبر به ان دلالت میکند.
این قاعده نزد همه اهل
علم مسلم است که مورد مخصص نیست،والعبره
باطلاق الوارد
لا بخصوص المورد،ایا کسی میتواند جرات کند و بگوید تعلم علوم اهل بیت
احیا امر ایشان
است اما اقامه مراسم روضه خوانی مثلا احیا امر نیست چون در این
روایت تصریح
نشده است؟بلکه روایت در صدد بیان مصداقی از مصادیق است نه تحدید
مصادیق،و هر چه
که احیا امر اهل بیت باشد حکم این حدیث ان را شامل میشود.و تشخیص
موضوع نیز با
مکلف است.
شیخ میگوید:
اما قول امام رضا علیه السلام که فرمودند روز شهادت
حسین پلک چشم ما را زخمی کرده است و ان چیزی که از امام زمان سلام الله علیه در
زیارت ناحیه مقدسه صادر شده است که فرموده اند به جای اشک بر تو خون گریه میکنم
اینها از اسلوب های بلاغی مجازی هستند و بر ظاهرش اخذ نمیشوند.
واضح است که شیخ اصلا
معنای مجاز
و حقیقت را نمیداند،وقتی قرینه ای نداریم تا عبارت را از ظاهرش
انصراف دهیم حق حمل
بر معنای مجازی را نخواهیم داشت و معنا معنای حقیقی است،و در اینجا
نه تنها هیچ
قرینه ای نداریم تا عبارت را بر معنای مجازی حمل کنیم،بلکه قرینه
نیز بر معنای
حقیقی داریمٍ،مثلا حضرت صاحب الزمان فرموده اند که لابکین.....واضح
است که کلمه بدل
معنایش چیست،و کسی که کمترین مقدار نیز عربی بداند این را خواهد
فهمید،و معلوم
میشود که دیگر اشک نیست که از چشمان مبارک ایشان می اید بلکه این
خون است که جاری
میشود.
شیخ میگوید:
قمه زدن از
عادات عزائی قدیمی شیعه نیست
و ریشه اصیلی ندارد،و در هشت دهه اخیر نهایتا به وجود آمده
است،و من شنیدم که اولین مرتبه شیعیان هند ان را انجام دادند و سپس به عوام شیعه در
عراق نتقل شد و سپس بین عوام عراق منتشر گردیده و سپس زوار ایرانی و خلیجی و لبنانی
از ایشان این عزاداری را گرفتند...
از ایشان درخواست
میکنیم مقاله ما را در
همین خصوص بخوانند تا حقیقت مطلب را بفهمند!
اینکه ایشان چه
چیزی شنیده است ارزشی ندارد،مهم این است که
حقیقت چیز
دیگری است،اگر شیخ سفرنامه گردشگران خارجی را در 400سال قبل و توضیح انها
را درباره قمه
زدن ایرانی ها خوانده بود هرگز اینطور قضاوت نمیکرد،چگونه ممکن است
قمه زنی مربوط
به عقود ثمانیه اخیر باشد در حالی که مرحوم شیخ انصاری که مربوط به
150 سال قبل
است فتوایش بر جواز قمه زنی در دست ماست؟؟؟
شیخ میگوید:
من شنیدم که یکی از فقها میگفت که او مثل دیگران از ترس مردم و اینکه او را از مرجعیت و تقلید ساقط نکنند فتوای بر جواز قمه زنی داده است!
باز نیز ایشان به
شنیده های باطل متوسل شدند!ایا دلیلی نیست که به این
اراجیف متوسل
میشوند؟چنین حرفی حقیقت ندارد،بلکه کسی که مرجع میشود شجاع نیز هست تا
زعامت مسلمین
را داشته باشد،خصوصا که مردم همیشه تابع مراجع تقلید هستندفو خاضعند
در برابر
ایشان،لذا وجهی در خصوص ترس از مردم! باقی نمیماند.خصوصا که این مساله
خلاف نصوص
رسیده از قران و سنت است،اگر قرار باشد مرجعی نصوص را کنار بگذارد که
دیگر اصلا
قابلیت مرجعیت را ندارد!!
شیخ میگوید:
اما کسانی که به حرمت قمه زنی تصریح کرده اند بسیار هستند،مثل سید ابوالحسن اصفهانی که در سال 1926 فتوای بر تحریم قمه زنی صادر کرد،و کما اینکه از سید محسن حکیم نقل شده است که قمه زدن غصه ای در گلوی ماست،و شنیدم که مرحوم بروجردی در یکی از سالها قبل از محرم روسای دسته های عزاداری را جمع کرده و از ایشان سوال کرد که مرجع تقلید شما کیست،ایشان گفتند شمایید،سپس فرمودند اگر مرا مرجع خود میدانید من میگویم که قمه زنی و زنجیر زنی حرام است و باید از من اطاعت کنید،و یکی از انها گفت که ما در همه سال از تو تقلید میکنیم الا دهه محرم و از انجا خارج شدند!
در این خصوص
ایشان بهتر است به جای صحبت بی مدرک و سند به قسمت "دروغگويان را
بشناسيد"سایت رجوع کنند و پاسخ شبهه
را ببینند.
نه سید
ابوالحسن اصفهانی قمه زدن را تحریم کرده بود نه مرحوم حکیم
ونه مرحوم
بروجردی،و توضیح مفصل همه اینها نیز در سایت امده است.جالب اینکه قصه
مرحوم بروجردی
نیز کاملا توسط شیخ تحریف شده و قمه زدن را شیخ داخل در قصه کرده تا
به مقصد خود
برسد!!!
شیخ میگوید:
بر قمه زنی عناوین شرعیه ای دلالت میکنند از جمله:
حرمت ادماء
حرمت تصرف به نفس
اینکه نمیتوان به اهل بیت به وسیله چیزی که انها نهی کرده اند تقرب جست.
قمه زنی باعث نجس شدن راههاست!
شخصی که اقدام به شکست سر دیگری میکند باید دیه بدهد و رضایت مضروب باعث تبرئه او نخواهد شد.
قمه زنها باید کفاره بدهند و سه روز روزه گرفته یا ده فقیر را سیر کنند.
ادماء فی نفسه حرام
نیست،بلکه مباح است،و در بعضی احیان فی نفسه نیز مستحب است،و در این
خصوص علامه سید
جعفر مرتضی عاملی در کتاب مراسم عاشورا شبهات و ردود مفصلا توضیح
داده و امثله
زیادی ذکر کرده اند،یرجی مراجعته.
حتی در غیر
موارد نیاز نیز از انجا که ادماء و
جرح جسد شرعا
جایز است اقدام به ان ایرادی ندارد،به همان مصدر سابق رجوع
کنید.
ثانیا:تصرف در
نفس حرام نیست،بلکه الناس مسلطون علی انفسهم،و مادامی که
تصرف انسان در
نفسش موجب ضرر معتنا به نگردد این تصرف ایرادی ندارد.
ثالثا:اولا
ما ثابت کردیم
و گفتیم که اهل بیت نه تنها نهی ننموده بلکه خود نیز مشابه ان را
انجام داده
اند،و ثانیا در جواب شیخ بهترین کلام کلام مرحوم ال مظفر است که در جواب
سید محسن امین
که همین عبارت شیخ را مکررا تکرار میکرد اورده
است:
....
رابعا:تنجیس
طرقات شرعا حرام نیست،و این مساله اصلا کاملا مستقل از
مساله تطبیر
بوده و به اصل مساله ارتباطی ندارد.
خامسا و سادسا:
در این خصوص
توضیح بیشتری در ادامه مطلب خواهیم داد.
شیخ میگوید:
کفاره دادن بر قمه زنها واجب است و نص صریح از امام صادق علیه السلام(درباره کفاره جراحت در عزای میت که خون بیاید) بر آن دلالت میکند...
اما کفاره،مشخص است که جزع بر میت صحیح نیست و جزع کننده نه تنها شرعا مسوول است بلکه در برخی موارد نیز باید کفاره بدهد.اما این حکم برای اهل بیت علیهم السلام استثنا شده چنانچه در روایات تصریح گردیده،و بلکه اهل بیت علیهم السلام دست به ادماء و حتی جزع تا حد نزدیک به موت- که از ادماء بسیار بالاتر است-در مصاب الحسین زده اند.
شیخ میگوید:
"اما وجوب دیه کسی که سر کسی را میشکاند،محل اجماع بین فقهاست و هیچ یک از ایشان حتی کسانی که به مشروعیت قمه زنی فتوا داده اند،در کتاب دیات از کتبی که تدوین کرده اند جواز سرشکاندن کسی و سقوط دیه از ضارب را استثنا نکرده اند،و من به کسانی که منکر این مساله میباشند تحدی میکنم که یک عبارت بیاورند که این کار را جایز بداند و این از دلایل صریحی است که ثابت میکند ایشان در فتوایشان بر جواز قمه زنی اشتباه کرده اند.
واضح است که شیخ از اراء علما در این خصوص اطلاعی ندارد،اما از انجایی که ایشان به یک عبارت نیز قانع هستند،ما فتوای صریح ایه الله العظمی روحانی را در خصوص این کلام باطل شیخ ذکر میکنیم:

حضرت آیه الله العظمی سید صادق روحانی مدظله
سلام علیکم و رحمه الله برکاته
هر سال از مخالفین شعائر حسینی حرفهایی عجیب میشنویم و هر سال از سال قبل عجیب تر است،یکی ازین مخالفین که شیخی بحرینی میباشد در گفتگوی خود با یکی از روزنامه ها به مراجع تقلید حمله نمود،البته این سیره همیشگی ایشان است چرا که کلامی برای گفتن ندارند،ما عجیب این است که شیخ مذکور در خلال سخنانش در تخطئه مراجع تقلید درباره فتوایشان بر جواز قمه زنی چنین گفته است:
"اما وجوب دیه کسی که سر کسی را میشکاند،محل اجماع بین فقهاست و هیچ یک از ایشان حتی کسانی که به مشروعیت قمه زنی فتوا داده اند،در کتاب دیات از کتبی که تدوین کرده اند جواز سرشکاندن کسی و سقوط دیه از ضارب را استثنا نکرده اند،و من به کسانی که منکر این مساله میباشند تحدی میکنم که یک عبارت بیاورند که این کار را جایز بداند و این از دلایل صریحی است که ثابت میکند ایشان در فتوایشان بر جواز قمه زنی اشتباه کرده اند."
و همچنین گفته است:
کسی که اقدام به شکستن سر دیگری میکند باید دیه سر شکستن را بدهد،و رضایت مضروب باعث تبرئه او نمیگردد.
مولانا العظیم،
ازانجایی که ایشان تحدی کرده و گفته اند که حتی به یک رای نیز قانع هستند،و صرف نظر ازینکه هر کسی که مختصری درس خوانده و علم داشته باشد توان رد بر این مطلب را دارد،از شما خواهشمندیم که رای مبارک را در این خصوص بیان فرمایید.
جواب:
شکستن سر کسی بدون رضایت او و اذنش ظلم و قبیح است و ضارب باید دیه بدهد،اما شکستن سر کسی با اذن او و اگر مضروب سبب شود،حرام نمیباشد و دیه ای بر ضارب نیست و از هيچ فقيهي تا الان اين كلام شنيده نشده است،بلكه شكستن سر شخصي خود به تنهايي حجامت است وحجامت كننده نيز اجر دريافت مينمايد،به خداوند پناه میبریم ازین فتاوا خصوصا که در مقابل اقامه شعائر حسینی است که هر زمان استعمار بر مصالحش از اسلام ترسیده است دست به نابودی آن شعائر زده تا اسلام نابود گردد،لذا بر ضد آن اصرار و مبارزه کرده و بوق ها وتمام هم و غم خود را براي جنگ با آن به كار انداخته است.
شیخ میگوید:
شیخ در ضمن بیان برخی از ادله حرمت قمه زنی میگوید:
ادله حرمت تعدي بر غير مثل شكاندن و خون جاري كردن در غير موارد درماني.
ادله حرمت افتاء بغیر علم و به غیر دلیل شرعی
ادله حرمت بدعت گزاری در دین
شكاندن سر دیگران و ادخال ایذاء و اضرار غیر معتنی به بر غیر چنانچه با اذن او باشد هرگز حرام نیست،و دیه نیز بر موذی و شجاج واجب نمیباشد،و چنین قولی قول به غیر علم است،چنانچه در حجامت کردن که مطابق روایات وارده فی نفسها مستحب بوده و در غیر موارد ضروری و درمانی نیز استحباب بالخصوص دارد،شخصی ادخال ایذاء به نفس غیر میکند و در برابر این عمل اجرت نیز میگیرد،و عملش نیز شرعا ایرادی ندارد،یا فصد به همین ترتیب،یا عمل های جراحی برای اغراض دنیوی و عادی همچون جراحی های زیبایی که هیچ دلیل درمانی نیز ندارد و صرفا برای اغراض مادی است اما هیچ یک از مراجع آن را حرام نکرده اند،یا برخی ارایش های مربوط به خانمها که مستلزم ایذاء نفس شدید است اما کسی آن را حرام نکرده است چون عقلا عرفا ان را متحمل میشوند.
چنانچه شیخ میگوید افتاء بغیر علم حرام است،اما مشخص است که اقوالی همچون"کل ایذاء نفس حرام است"،"ادماء مطلقا حرام است"،"جرح مطلقا حرام است" و.....هستند که قول بغیر علم میباشند چنانچه توضیح دادیم.
بدعتگذاری در دین حرام است و بدعتگذار به اشد کیفر میرسد،اما کسی که قمه زدن را بدعت بداند واضح است که اصلا مفهوم بدعت را هم نفهمیده است ضمن اينكه از ايشان و همعقيده هايشان خواهشمنديم كه مقاله اي كه در خصوص بدعت در اين سايت نوشته شده است را مطالعه بفرمايند.
شیخ میگوید:
تصور نمیکنم کسی فقیه باشد و قمه زدن را جائز بداند.
بلکه ظاهرا امر برعکس است،چنانچه برخی از مراجع فرموده اند که فقیهی وجود ندارد که قمه زدن را مطلوب ندانسته باشد(به فتوای ایه الله العظمی روحانی در این خصوص رجوع کنید(
آیا ممکن است اعاظم حوزات علمیه که سالهای سال به بحث و تدریس مشغول بوده اند فهم خاطی داشته باشند،اما شخصی که از برخی از قواعد عادی و واضح علمی سر در نمیاورد و حکم بغیر ما انزل الله میکند فهمش صحیح باشد؟
شیخ میگوید:
مجتهدینی که فتوای بر جواز قمه زدن داده اند مسلک اصولی دارند که تقلید و عمل به فتاوای ایشان را بعد از مرگشان جائز نمیداند،و از باب الزام ایشان به چیزی که خود بدان ملتزمند پس استناد به اراء ایشان اصلا جایز نیست،چرا که ایشان مرده و نظراتشان دیگر حجت نمیباشد.
بسیاری ازین مراجع باقی ماندن بر تقلید میت را بعد رحیله جائز میدانند،این اولا.و ثانیا اینکه اگر نامی از گذشتگان اورده میشود به دلیل این است که "دروغگویان" نسبت تحریم به ایشان میدهند،لذا مویدین نیز اسماء ایشان و اراء صحیح ایشان را بیان میکنند،و ثالثا،اگر اینطور است پس چرا خود مخالفین قمه زنی و از جمله شیخ ازانجایی که در عصر حاضر مرجع مسلمی ندارند که قمه زدن را تحریم کرده باشد،هر از گاهی نامی از یک یا دو نفر از گذشتگان می اورند؟چنانچه شیخ در مصاحبه خود نام برخی را اورده است؟
شیخ میگوید:
کما اینکه شکی نیست در عدم جریان اصاله البرائه در این موضوع چرا که این مستلزم الغاء حاکمیت دین و الغاء تکلیف و الغاء ضرورت استناد به حجت شرعی میباشد!
اصاله البرائه خود حجت شرعی است،و کلا ادله فقاهیه همچون ادله اجتهادیه حجت و دلیل شرعی میباشند،و حکم بسیاری از احکام ازانها استنباط میگردد،تنها فرقشان این است که اولا ادله فقاهیه خود از ادله اجتهادیه به دست امده و مصدرشان ادله اجتهادیه میباشد،و ثانیا تا زمانی که ادله اجتهادیه باشند دیگر صحبت از ادله فقاهیه نمیشود.
فهم این مطلب بسیار ساده است،و نمیدانیم چگونه است که شیخ اطاله البرائه که اصلی مقبول لدی العقلا میباشد را مستلزم الغا حاکمیت دین و الغا ضرورت استناد به حجج شرعیه میداند!!
شیخ میگوید:
اما استدلال به قول امام صادق که گفته اند بر مثل حسین باید گریبانها چاک زده شود و صورتها خراش داده شده و بر صورت زده شود باید بر خراشی حمل شود که باعث خون آمدن نمیگردد،چرا که ادله مستفیضه ای که با ادماء تعارض دارند!
این ادعا از ادعاهای دیگر خنده دار تر است،چرا که اولا خمش ملازم با جرح و ادماء(ولو به میزان کم)میباشد،ثانیا حمل شیخ خلاف ظاهر کلام و چیزی که به ذهن تبادر میکند است،و ثالثا اینکه خود شیخ بی توجه به استثناءات و تخصیصات روایات،حکم عامی را که شامل عزای حسینی نمیشود را دلیل بر حرمت ادماء دانسته است در حالی که به وضوح در همین روایت نیز عزای حسینی و اهل بیت علیهم السلام استثنا شده اند،پس چطور ممکن است وقتی حکم این دو با هم فرق میکند یکی را دلیل بر حرمت دیگری بدانیم و بغیر علم کلام را تاویل کنیم؟؟
خداوند همه مومنین را از دخالت بی جا و بی دلیل در چیزی که تخصص ندارند،و حکم بغیر ما انزل الله،و افتاء بغیر علم نگه دارد.
|
|
|