قمه زني و تاسیس مقاومت در لبنان!

 

حضرت علامه آیة الله شیخ علی کورانی میگوید:

ما با چشمان خود دیدیم که چگونه قمه زدن تنها سلاح مقاومت در لبنان در مقابل یهودی ها بود و چطور ارکان ایشان را لرزاند و چگونه لشکریانشان با ترس و وحشت از قمه های قمه زنها و فریادهای حیدر حیدر آنها فرار میکردند، و چطور بعد از آن واقعه درباره اینکه حیدر کیست بحث میکردند...

درگيري قمه زنها با سربازان اسراييلي داستان مشهور و معروفي نزد بسياري از شيعيان جهان دارد، و كوس رسوايي يهوديان در آن زمان دنيا را برداشت، اين واقعه معروف را به نقل از علامه كوراني نقل ميكنيم:

شهر نبطيه همانند ساير شهرهاي اشغال شده لبنانى تحت محاصره تانكهاي إسرائيلي قرار گرفته بود، و يهوديها گشتيهاي خود را بوسيله ماشينهاي "جيپ" به داخل و خارج شهر ميفرستادند.. و در روز عاشورا بر تعداد گشتيهاي خود افزودند، و همراه هر ماشين جيپ يك كاميون پر از سرباز ميفرستادند، چونكه نبطيه در روز عاشورا پر از افرادى ميشد كه از سرتاسر لبنان براى مشاهده دسته شبيه عزادارى امام حسين و دسته قمه زنى بدانجا ميرفتند، و بمحض اينكه گشتيهاى اسرائيلي (جيپ نظامى و كاميون) وارد صحنه شد، مردم با سردادن شعارهاي مخالف با آنها برخورد كردند، و دسته قمه زنی كه در دوراهى راه شوكين قرار داشت، به سوى آن گشتيها حركت كرد، و مرثيه خوان در حاليكه با بلندگو داشت مرثيه ميخواند، به قسمت گفتكوى بين على اكبر پسر امام حسين عليهما السلام رسيد و اين سخنش را به پدر عنوان ميكرد كه: ما تا زمانی كه بر حق هستيم فرقي برايمان نميكند كه بر مرگ بيفتيم يا مرگ بر ما بيفتد!!
در اين هنگام شور قمه زنان بيشتر شد و در حاليكه بسوى سربازان إسرائيلي ميرفتند شعار حيدر.. حيدر سرميدادند و شمشيرهاي خود را نشان ميدادند، وخون از کفنهایشان سرازير ميشد، يهوديان با ديدن اين صحنه ديوانه شدند، و  خواستند با ماشین های خود فرار کنند ولي نتوانستند بطوريكه يكى از آنها با ديوار تصادف كرد، از اين رو از ماشينهايشان پياده شدند و آنها را ترك كرده و پياده به طرف پايگاهايشان پا به فرار گذاشتند، در حاليكه به هوا تيراندازى ميكردند! و مردم با سنگ و قمه زنان با شمشير آنها را دنبال ميکردند،و هيچ کس از ايشان کشته نشد..... ولي جوانان آن ماشينها را آتش زدند! و اين آغاز مقاومت إسلامي در لبنان بود .. مقاومت حسيني ترسناك در روز عاشورا!!

شخصي كه با من گفتگو ميكرد به من گفت: يهوديان در پي (حيدر) بودند تا اينكه فهميدند او إسم علي عليه السلام است، و گفت: در آن موقع يك ماشين لبناني در منطقه ورود به شهر (انصار) واژگون شد در حاليكه نزديك منطقه تجمع سربازان إسرائيلي بود، و اين باعث شد سربازان إسرائيلي پياده شوند كه ديدند ماشين كاملا واژگون و برعکس شده، يكي از سربازان به يكي ار سواران آن ماشين گفت: از ماشين بيا بيرون، تو نمي ميري! تو فرياد ميزني حيدر و خودت را با شمشير ميزني!


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منوي سايت